کلیک کنیدf
 
>> تـــــوجه <<
برای ورود به صفحات اصلی روی عکس کلیک کنیذ
 
 

بحث هفته در وبــلاگ عرفان حلقه

هفته چهارم - رحمانیت عام الهی

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

رحمانیت عام الهی

 

۴۲- تقی فدایی حقی در تاریخ ۱۶ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت ۱:۱۲  می گوید :

با سلام خدمت همه دوستان  به نظر می رسد بحث هفته واقعا محلی است که بتوانیم به همه سوالات خود جوابی بیابیم . اینجانب در پایان هفته با راهنمایی دوستان متوجه  مظور رحمت خاص در عرفان کیهانی  که به صورت اختصاصی مربوط به جهنم ومرگ است شدم با تشکر از همه دوستان

______________________________________________________________________

۴۱- بیتا در تاریخ ۱۵ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت ۲۲:۴۱  می گوید :

پیش از حضور در کلاس رحمت خاص و عام برای من هم دقیقاً مطابق با فرمایشات آقای فدایی حقی تعریف شده بود،ضمن این که چنین چیزی را منکر نمی شوم،دوستان توجه کنند که رحمت خاصی که در گذشته با آن آشنا شدیم در عرفان حلقه نیز با قوانین و بازتاب ها و... توضیح داده می شود و آن جزاست ولی در عرفان حلقه منظور از رحمت خاص،رحمتی اختصاصی است و در موضوع مرگ و جهنم نهفته و همه را شامل می شود.
"کل نفس ذائقه الموت"(مرگ)
"و ان منکم الا واردها"(جهنم)
یعنی همه از آن اختصاصاً بهره مندند و به این جهت تضمین کننده "الیه راجعون" است.

______________________________________________________________________

۴۰- Sara.S در تاریخ ۱۵ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت ۲۱:۲۲  می گوید :

سلام
سید محترم
بنده نه تهمت زدم نه بدگیری  کردم تنها آنچیزی که بود رو برداشت کردم.
تنها دلیل من از بیان آیه ی مربوطه تضادی بود که احساس میکردم با بیانات استادم و آنچه من از رحمانیت عام درک کرده بودم داشت

که خدارو شکر با پاسخهای مناسب دوستان بر طرف شد!

یا علی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۳۹- تقی فدایی حقی در تاریخ ۱۵ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت ۳:۱۶ می گوید :

 قَالَ عَذَابى أُصِیب بِهِ مَنْ أَشاءُ وَ رَحْمَتى وَسِعَت کلَّ شىْءٍ ء
این جمله جواب خداى سبحان است به درخواست موسى ، و بطورى که مى بینید خداوند این جواب را طورى بیان کرده که هم جواب درخواست موسى باشد و هم در مقابل کلامى که او قبل از درخواست خود گفته بود و به عرض رسانیده بود که (( رب لوشئت اهلکتهم من قبل و ایاى (( قرار بگیرد، و اگر رساندن عذابش را مقید به جمله (( هر که را بخواهیم (( کرده و در رحمت خود چنین تقییدى را به کار نبرده براى این بوده که عذاب از اقتضاى عمل گنهکاران ناشى مى شود نه از ناحیه خود او، از ناحیه او جز رحمت ناشى نمى شود همچنانکه فرموده : (( ما یفعل الله بعذابکم ان شکرتم و آمنتم (( و نیز فرموده : (( لئن شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذابى لشدید(( .
بیان اینکه رحمت خدا عام و عذاب او خاص است .
و از این دو آیه به خوبى بر مى آید که اگر خداوند گنهکاران را عذاب مى کند، این عذاب کردنش به اقتضاى ربوبیتش نیست ، وگرنه جا داشت تمامى افراد را عذاب کند، و حال آنکه مشیتش به عذاب افراد معینى تعلق مى گیرد، و معلوم است که مشیتش تعلق نمى گیرد مگر به عذاب کردن آن افرادى که نعمتش را کفران کرده اند، پس باز عذاب او مستند به گنهکاران است نه مستند به خود او.
علاوه بر اینکه از آیات کریمه قرآن بر مى آید که اصولا عذاب همان فقدان رحمت است ، همچنانکه نقمت عدم بذل نعمت است ، و این نرسانیدن نعمت و رحمت جز در مورد افرادى که بخاطر کفر و گناه استعداد رحمت و نعمت را از دست داده اند تحقق پیدا نمى کند، پس در حقیقت سبب عذاب ، همان نبودن سبب رحمت است .
و اینکه گفتیم از ناحیه خود او جز رحمت و نعمت ناشى نمى شود دلیلش خیلى روشن است ، براى اینکه سعه رحمت و افاضه نعمت از مقتضیات الوهیت و از لوازم صفت ربوبیت است ، هیچ موجود مربوب و مخلوق نیست مگر اینکه وجودش براى خود او و براى بسیارى از موجودات دیگر نعمت است ، چون موجودات همه به هم مربوطند و خیر و شرى که در یک موجودات دیگر نعمت است ، چون موجودات همه به هم مربوطند و خیر و شرى که در یک موجود هست یا هم براى خودش و هم براى دیگران نعمت است مانند نیرومندى و ثروت و امثال آندو که هم صاحبش از آن منتفع مى شود و هم دیگران و یا اگر براى خودش نقمت است حد - اقل براى دیگران نعمت است ،
________________________________________
ترجمه تفسیر المیزان جلد 8 صفحه : 357
مانند بلاها و امراض و آفاتى که براى صاحبش مایه ضرر است ، و لیکن موجودات دیگر از بلاى او منتفع مى شوند، بنابراین مى توان گفت که رحمت الهى واسعه است ، و اختصاص به مؤ من و یا صاحبان شعور نداشته و مخصوص به دنیا یا به آخرت نیز نیست ، حتى شمول و عمومیتش فعلى است نه شاءنى ، و مشیت او هم همواره ملازم با رحمت او است .

البته اگر عذاب را نسبت به خود معذب و رحمت و نعمت را نسبت به شخص متنعم در نظر بگیریم و عذاب آن و لذت این را مقیاس قرار دهیم رحمت الهى ، واسعه نخواهد بود، بلکه رحمتش خاص و عذابش نیز خاص خواهد بود، الا اینکه این یک معنایى است قیاسى که از مقایسه حال افرادى نسبت به حال افراد دیگر تحقق مى یابد، وقتى مى بینیم افرادى از نعمت هایى که خداوند به دیگران ارزانى داشته محروم مانده اند و این حرمان را یک نوع عذاب و ناراحتى مى یابیم قهرا نعمتى را که آن دسته دیگر دارا هستند در مقابل این عذاب رحمت مى شود، و همچنین وقتى آفات و ناگواریها و عقاب دنیوى و اخروى عذاب باشد قهرا ایمنى از آنها خود یک نوع رحمت مى شود، و لیکن به آن معنایى که گذشت همه اینها رحمت است .
اشاره به دو قسم رحمت براى خداى تعالى : رحمت عام و رحمت خاص

پس مى توان گفت که براى خداى تعالى دو قسم رحمت است ، یکى رحمت عام که مؤ من و کافر، نیکوکار و فاجر و با شعور و بى شعور همه بوسیله آن به وجود آمده و از ابتداى هستى و در مسیر وجودشان مادامى که وجود دارند بوسیله آن روزى مى خورند. و دیگر رحمت خاص که خود عطیه اى است که خداوند آن را تنها به کسانى مى دهد که داراى ایمان و عبودیت باشند، مانند حیات طیب و زندگى نورانى در دنیا، و جنت و رضوان در آخرت که کفار و مجرمین بخاطر کفر و جرمشان از آن بهره اى ندارند، و بهره آنان چیزى است در مقابل این رحمت مانند عذاب استیصال و زندگى نکبت بار از دنیا، و آتش و آلام آن در آخرت . پس این رحمت است که در مقابل عذاب است نه رحمت واسعه عامه ، زیرا عذابى که در مقابل رحمت واسعه قرار بگیرد وجود ندارد بلکه هر موجودى که بتوان کلمه (( چیز(( را بر آن اطلاق کرد مصداقى از مصادیق رحمت عامه واسعه است ، حال یا براى خودش رحمت است و یا براى غیر، چون اصل خلقتش به ملاک و به منظور رحمت بوده ، بنابراین ، چیزى باقى نمى ماند که کلمه (( چیز(( بر آن اطلاق بشود، و ما آن را از مصادیق عذاب بشماریم .
وقتى این معنا معلوم شد به خوبى روشن مى گردد که جمله (( عذابى اصیب به من اشاء و رحمتى وسعت کل شى ء(( ، خصوصیت عذاب و عمومیت رحمت را بیان مى کند، و اگر میان عذاب و رحمت عامه مقابله انداخته با اینکه میان آندو تقابل نیست براى این است که با ذکر رحمت عامه زمینه را براى خصوصى شدن آن در حق پرهیزکاران از مؤ منین فراهم نموده بفرماید: (( فساکتبها...(( .
________________________________________
ترجمه تفسیر المیزان جلد 8 صفحه   : 358آیه 156 سوره اعراف

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۳۸- سید در تاریخ ۱۴ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت ۲۳:۵۴ می گوید :

خانم سارا مثل اینکه بد نوشتم یا زود نتیجه اشتباه گرفتید وگر نه بمن نه سوال شما مربوطه نه اینکه کجا مطرح کنی و با چکسی درمیان بگذاری .حرفم این بود که جمله ایی از قران شما نقل کردید و باید ببینید در چه شرایطی و چرا و به چه کسی زده شده .فکر نمیکنم لازم بگفتن باشه که بسیاری از ایات قران در زمانی خاص خطاب به شخص و موضوع خاصی گفته شده.و اینکه نوشتم بحثش اینجا نیست منظورم بحث درمورد ایه مورد اشاره جنابعالی بود .پیشنهاد میکنم زود نتیجه گیری و قضاوت نکنید تا بدیگری بهتان و تهمت نزنید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۳۷- محمد کاریزنوی در تاریخ ۱۴ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت ۱۵:۰۳ می گوید :

به نظر من اصلا کسی نمیتواند سر از کار خدا دربیاورد وبرای عملکرد خداوند فرمول خاصی ارائه کند خدا هر کاری که بخواهد می کند یعنی اینطور نیست که فرضا بگوییم با یک عملکرد خاصی میشود به خدا نزدیک شد وصرفا فقط راه رسیدن به خدا یکی است افرادی هم بودند که بواسطه گناهان زیاد درحالتی قرار گرفتند که ازخود ناامید شدند ومتوسل به لطف الهی در حالی که هیچگونه منیتی دروجودشان نبو د رستگار شدند لذا یکسری بحثها که در طول تاریخ شده درکل نتیجه موثری برای انسانها نداشته ودر واقع انها حدثیات خود راگفته اند/جنگ هفتادودوملت همه را عذر بنه/   چون ندیدندحقیقت ره افسانه زدند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۳۶-  masi  در تاریخ ۱۴ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت ۱۳:۰۳ می گوید :

با سلامگل
طبق آموزه های عرفان حلقه وقتی ما در شبکه مثبت هستیم از آلودگیهای شبکه منفی در امان هستیم بر عکس اگر در شبکه منفی باشیم براحتی مورد حمله قرار می گیریم در مورد اینکه خداوند از ما خواسته بهتره که تقوی داشته باشیم رمزش همینه در صورتیکه در فاز مثبت باشیم محافظت میشیم و با تقویت ذهن و روان و جسم سالمتری در جستجوی کمال و تعالی هستیم و چه بسا تاثیر در طی شدن این مسیر در زمان کمتر داشته باشد ولی در فاز منفی بودن (نداشتن تقوی)باعث انواع آلودگیها شده و بنوعی دچار هلاکت(تلف شدن وقت) میشویم و باعث طولانی شدن مسیر وگرنه خدا نمی خواد ما ازش بترسیم همونطور که هیچ عاشقی دوست نداره معشوق ازش بترسه و یا احتیاجی به اطاعت ما نداره (الله الصمد) فقط در راه خودشناسی با رحمانیت که همان بخشایش بی دریغ اوست و به قول دوستمون حکم کوله پشتی داره که انسانهای مشتاق کمال بعنوان اضافه کاری از اون بهره میبرند تا مسیر را با بهترین کیفیت و با زمان کمتر طی کنند درسته که مقصد مهمه ولی این مسیره که تعیین کننده مقصده و کسانی در این مسیر موفق ترند که تقویت شده و محافظت شده باشند مثل کسی که جلیقه ضد گلوله پوشیده و از آماج گلوله ها در امان

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۳۵- Sara.S در تاریخ  ۱۴ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت ۱۲:۱۵ می گوید :

سلام
امروز که روزه آخره بحث رحمانیت است سوالی در ذهنم به وجود آمده که ترجیح میدم بپرسم تا به کلی ابهامات خود را در این باره بر طرف کنم.
وقتی در حال اندیشیدن به این بحث بودم نکته ای ناگاه به ذهنم آمد.آن هم اینکه فلسفه ی نام گذاری رحمانیت عام و خاص چگونه است؟
میدانم که بحث رحمان و رحیم بودن پروردگار است اما چرا رحمانیتی که به گفته ی بیتای عزیز همانند  یک رود است و می توان خود را در این جریان قرار داد ویا  از  آب آن بی بهره ماند,به رحمانیت عام و رحمانیتی که شامل همه میشود و در آن اختیاری نیست رحمانیت خاص نام گرفته است؟
دلیل خاص و عام نام گرفتن هر یک از آنها چیست؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۳۴- Sara.S در تاریخ  ۱۳ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت ۱۷:۳۷ می گوید :

سلام
در پاسخ به سید عزیز
در ابتدا فکر میکنم تشخیص اینکه هر حرفی کجا زده بشه به عهده ی گویندست
مرسی از اظهار نظرتون اما فکر میکنم هنوز به محیط اینجا آشنایی ندارید!من براتون توضیح میدم
اینجا جایی که یه موضوع انتخاب میشه و هرکس هر نظری و یا پرسشی داره چه +چه- حق گفتنشو داره تا به نتیجه ی دلخواه و البته درست و به دور از هر پیش داوری برسه

پس این من یا شما نیستیم که تصمیم میگیریم کی چی بپرسه و بگه!

در ضمن بنده به عنوان یک نادان مطلق در زمینه ی عرفان ,پرسیدن هر سوالی رو برای خودم و دیگران مجاز میدونم!

و مسلما کسانی که به پاسخ دادن به پرسشها و اشتباهات ما میپردازند لطف بسیار خودشان را ثابت میکنند
پس بهتره به جای اینکه پاسخ زحمت آنها را با برداشت های گاه اشتباه خودمان زیر سوال ببریم   پرسش یا نظر خودمان را اصلاح کنیم!
شاید اشتباه از ما باشد!
در پناه خدا

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۳۳- مهدی در تاریخ ۱۳ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت ۱۷:۲۳ می گوید :

بنا به فرمایش استاد طاهری انسان در رحمانیت الهی شناور است.
به نظر من تقوا کیفی است و هر کس به اندازه تقوای خودش میتواند از رحمانیت الهی استفاده کنه .واینکه تقوا رو میشه به ظرفی تشبیه کرد  که رحمانیت در اون به الفعل میشه پس تقوای هر کس ظرفیت خودش رو داره.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۳۲- بیتا در تاریخ ۱۳ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت ۱۳:۱۴ می گوید :

جناب سید با سلام

تقو یا تقی در ریشه ی عربی اش "وقی" بوده که در مصادر واو تبدیل به "ت" شده است و وقتی در همان لغت نامه به اصل ریشه نگاه کنیم،آورده شده:
وقی:حفظ و نگاهداشت،وقایت.

وقایت: پناه چیزی،هرچه بدان چیزی را نگه دارند و پناه دهند،نگهبانی و حراست و حتی به معنی روبند ,نوعی چادر زنان نیز آورده شده است.
در دروس کلاس نیز دقیقاً تقوا به این معنا مورد بررسی قرار می گیرد.

منبع:www.loghatnaameh.com

منظور من از خیابانگرد خوبی و بدی چنین فردی نیست،قضاوت با ما نیست بله دیوژن هم وجود دارد که از روی معرفت ونه اجبار حتی خود را از یک کاسه هم بی نیاز می بیند.
ولی به طور کلی افراد کمی از بی خانمانی رضایت دارند و می کوشند حداقل سرپناهی برای خودشان داشته باشند،این ناقض اصل تعمیم به عام نیست.این کیفیت طلبی فطری است.به هر حال این حق برای شما وجود دارد که هر چه را که مایل هستید بپذیرید یا رد کنید. البته با این بخش موافقم که در دنیا همه چیز می تواند نیکی باشد تا چه کسی به آن نگاه کند،کسی که همه ی عالم را تجلی الهی می بیند جز نیکی در جمال یار نمی یابد.
اما در مورد رحمت خاص لطفاً به توضیحات دوستان توجه کنید،رحمت خاص شامل حال همه است،هیچ کس نه تنها محروم نمی شود بلکه باید باید بهره مند گردد.
موفق باشید  

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۳۱- آرش در تاریخ ۱۳ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت ۸:۱۰ می گوید :

با سلام
از تمام دوستانی که مرا در درک این حقیقت یار کرده و مینمایند تشکر میکنم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۳۰- سروش عازمی خواه  در تاریخ  ۱۲ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۲۳:۰۵ می گوید : 

 دوست عزیزم سید
اگر حقیقتی نبود صحبتتان صحیح است . اما .... کل شی هالک الا ... چیزی هست .... حقیقتی هست و فقط همان است و بس .... و من قرار است حقیقت مطلق شوم ، به خدای خویشتن برسم و یکی شوم ... قرار است جاودانه شوم . بحث مجاز در مورد این جهانی است که در آن هستیم یا جهانهای دیگر ، نه خود حقیقت اصلی ...

دوم اینکه ما که فعلا در همین مجاز هستیم و از تبعات همین مجاز استفاده می کنیم. پس در همین مجاز گرفتار! آرامش را بخواهیم یا نا آرامی ...؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۲۹- سید  در تاریخ  ۱۲ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۲۳:۰۵ می گوید : 

در کامنت هشت خانم بیتا مثالهایی میگن و خودشان هم بنفع طرز فکر خودشان پاسخ دلخواه میدن .چکسی گفته کسی که در سطل اشغال دنبال رزقش میگردد  بدتر از دیگریست  کسی که از موضوعی بقول شما حالش گرفته میشه چه ربطی بدشارژ درد؟ منظورم اینست که زندگی مرفه دلیل بر هیچ چیزی نیست یا گرفته شدن حال دیگری. خوبست زندگینامه دیوژن را میخواندید ومطالب دوره سه را یک مرور میکردید.شما نمیتوانید قاعده و قانونی را که در یکی صادق است به جمع تعمیم دهید در کل انسان در هر شرایطی که باشد اصل بر رضایت خاطر است در مورد تقوا که شما پوشش معنی کردید ممکنه لغتنامه ایی که این معنی را نوشته معرفی کنید ؟ فرهنگ عمید تقوا را ترس از خدا و اطاعت امر او معنی کرده و معنی پرهیزگاری هم گفته . .در مورد مطلب این هفته من قائل به رحمت خاص نیستم یعنی حاضر نیستم مقام پروردگار را انقدر کم کنم که او بین مخلوقش فرق بگذارد هر چند که قائل به وحدت وجودم و خالق را جدا از خود نمیدانم هرچند من خالق نیستم ولی او در منست.

همه چی در دنیا عین نیکیست بسته بشرایطش متفاوت است و این شرایط واداب و رسوم و فرهنگ و تربیت انسانهاست که خیر و شر را جدا میانگارد  رحمت خدا شامل همه هست پس رحمت خاص را من باور ندارم .خوبست بدانید با اینکه در دورهها شرکت میکنم کلیه مطالب مطروحه در کلاسها را قبول ندارم هرانچه علم تاییدش نکند یا جاییکه علم لنگ میماند,عقلم نپذیرد رد میکنم پس نظرم صرفا نظرات گفته شده در کلاسها نیست .درمورد گفته خانم سارا اگر شما انچه شنیدید را بکناری بگذارید یا دلیل انرا بدانید مشکل حل میشه جای بحث دراین مورد اینجا نیست چون محل عام است و موجب تهمت و بهتان ارتداد و شرک میشود.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۲۸- Sara.S  در تاریخ  ۱۲ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۲۳:۰۴ می گوید : 

سلام من پاسخ خودم رو گرفتم
ممنون

در پناه خدا

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 ۲۷- ق-ص  در تاریخ  ۱۲ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۲۲:۲۴ می گوید : 

سلام
سارا جان رحمت,مزد نیست.جاریه.پاکی و نا پاکی ما مزدو کیفر داره و به گفته آقای عازمی خواه این مطلب مکانیزم خودشو داره .این بدان معنی نیست که تقوا و بی تقوائی یکیه یا اصلا مطرح نیست بلکه گفتند:این مقوله,جداست.
گویا نظر بنده در کامنت قبلی گنگ بوده.
عذر میخواهم و بعلت نداشتن دانش کافی در این زمینه,از اظهار نظر میپرهیزم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 ۲۶- امیر  در تاریخ  ۱۲ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۲۱:۰۹ می گوید : 

 
در باب بحث رحمانیت و تقوا نکاتی است که دوستان به خوبی اشاره کردن که فقط در غالب دسته بندی از نگاه دیگر مطرح می شود ...
آنچه که در باب رحمانیت است منافاتی با آیه ذکر شده ندارد از همین رو ابتدا نکاتی در باب تقوا اشاره می کنم آنچه که پاره ای از متکلمان و عارفان در باب این مهم سخن گفتند بر این است که تقوا خویشتن داری است که انسان به قصد قرب و نزدیکی به خدا انجام میدهد کما اینک چنین فردی در پوشش و حفاظت خداوند متعال هم به طبع چنین قصدی قرار میگیرد.
اما  بهره مند شدن از رحمانیت که جنبه عام نیز دارد نمی تواند خود به تنهایی ارج و مقامی برای انسان داشته باشد چرا که اگر چنین قصدی برای حرکت در مسیر کمال نباشد هر چند اسفاده از این تسهیلات نمی تواند به خودی خود باعث مرتبه یا مقامی برای فرد باشد .معلمی را فرض کنید که به شاگردان خود به طور یکسان درس می دهد .در نزد وی شاگردی گرامی است که فارق از نتیجه ای اکه حاصل می کند  او در راه تعلیم قصد کرده و در حد توان ود در این راه تلاش کند حال بطور قطع هر چه وی از درس داده شده بیشتر استفاده کند نتیجه بهتری هم خواهد گرفت.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 ۲۵- بیتا  در تاریخ  ۱۲ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۲۰:۰۸ می گوید : 

سارا عزیز
اجازه بده یک بار دیگر مسائل را به گام به گام جلو بیاییم.
حق با شماست،تقوا جزیی از رحمت عام است.حالا هر که بیشتر از این رحمت استفاده می کند باتقواتر است نه اینکه چون باتقواست رحمت بیشتری شامل حالش شود.
تنها تفاوت در این نگاه است؛در آن آیه نگفته که اول تقوا بعد رحمت.
یک نکته :رحمت خاص،در مباحث عرفان حلقه،با آن چیزی که قبلاً همه ما شنیدیم کمی فرق دارد.شاید بعضی فکر کنیم؛رحمت خاص منحصر به افراد خاص است که دارای کمالات و فضائلی هستند ولی در مباحث عرفان حلقه رحمتی که بدون استثنا شامل حال همه می شود،رحمت خاص است که عبارت است از مرگ و جهنم. که بحث خودش را دارد
"جامی است که جمله را چشانند به زور"
-

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 ۲۴- سید در تاریخ  ۱۲ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۱۹:۵۸ می گوید : 

در جواب اقای عازمی خواه وقتی حقیقتی نیست پس ارامش و ناارامی  واطمینان قلبی و شادی در میان نیست همش خوابه در دنیای مجازی دنبال ارامش و شادی رفتن کار عقلایی است ؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۲۳- ندا  در تاریخ  ۱۲ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۱۸:۴۸ می گوید : 

شافی’ صافی’ زین می ِ رَبانی , اَرحَمین
عالم همه در بحر است زین می ٍ روحانی, اَرحَمین
شاکریم’ شاکریم بر نوایت هر دمی ای خدا
تا که باشَدٍمان هر دمی زین ساغرت
ای که افلاک نئی توبا نئی , مستانه ای
پس
پس چه باشد احسن تر از پیمانه ات هردم مرا
چون که باشد هر دم مرا زین ساغرت پیمانه ها

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۲۲- سیمرغ  در تاریخ  ۱۲ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۱۸:۲۳ می گوید : 



عنایت آمد از یزدان
مهر آمد از مهربان
فیض آمد بیکران
حلقه های  رحمان
با ریسمانی روان
تابید بر راهمان
تا شود برما عیان
رازهای جاودان
از زمان تا لازمان
از مکان تا لامکان
شیرین گشت بیان
از استاد مهربان
درسهای عرفان
حلقه های رحمان

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 ۲۱- تقی فدایی حقی  در تاریخ  ۱۲ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۱۶:۱۳ می گوید :

با سلام خدمت دوستان ویاران حلقه بویژه s. sara
اگرپدری در راه شکست وناکامی فرزندانش قدمی بردارد دلایل متعددی شاید وجود داشته باشد از جمله اینکه شاید ناسپاسی وطغیانگری وپرده دری فرزند به حدی برسد که تنها راه ممکن چنین برخوردی باشد .حتی ممکن است پدری فرزندش را به دست قانون ومامورین امنیتی بسپارد ولی هیچ عقل سلیمی قبول نمی کند که پدر در این حال شاد وخرسند باشد وشاید بشنویم که با تاسف اظهار دارد که چرا این فرزندم با بقیه فرزندانم مغایر ومتفاوت شد  واگر علت مسئله را جویا شویم شاید پشت سر این مسئله قصد تربیت وتنبه وجود داشته باشد .خداوند متعال نیز علیرغم صفات رحمت ورحمانیت صفات دیگری نیز دارد از جمله منتقم، قهار،    شدید العقاب، جبار، المتکبر، و.... ولی نکته جالب این است که این صفات به ظاهر متناقض هیچکدام نفی کننده هم ونفی کننده عدالت الهی نیست .وسنت ها ویا نرم افزارهای خاص بر حسب شرایط مناسب کار خویش را انجام می دهند .مثلا با وجود رحمت الهی این سنت الهی هم هست که هرکس از ذکر رحمن رویگردان شود شیاطینی برای او مانوس کرده یا به اصطلاح به دست شبکه منفی می سپارد.وتبعات آن نیز برهمه اشکار است.موضوع بعدی اینکه افراد با تقوی وبی تقوی به مصداق آیات قران از جمله "ان اکرمکم عند الله اتقیکم و"الله لا یضیع اجر المحسنین "وعدالت الهی با هم تفاوت فاحشی دارند وهر کدام سزا وپاداش عمل خویش راخواهند گرفت .اصولا رحمانیت عام الهی با عدالت الهی مغایر نیست .ولی منظور از رحمانیت این است که افراد بی تقوی نیز از این رحمانیت بهره مند می شوند .ومقدار اضافه ای که به تناسب عملکرد افراد با تقوی از آن بهره مند خواهند شد به سبب "رحمت خاص" یا به اختصار به سبب "رحمت "الهی است . جهت روشنتر شدن موضوع توجه شما را به ص 544 از شرح گلشن راز لاهیجی جلب می نمایم "
"نه من میگویم این بشنو ز قران               تفاوت نیست اندر خلق رحمان"
این معنی را از قران بشنو که خدا فرموده است که:"ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت " (1)یعنی در افرینش رحمان تفاوت نیست ودر  فیض ذاتی وجودی بحکم  "ورحمتی وسعت کل شیئ" (2)  جمیع موجودات علی السویه اندو قرب حق بدین تجلی به جمیع اشیا علی السوا است و نیک و بد و کفر و اسلام و کافر و مومن در این معنی همه مساوی اندو هر تفاوت که هست در تجلی رحیمی است که تجلی اسما ئی است "ان رحمة الله قریب من المحسنین " (3)اشارت به رحمت خاص رحیمی است
چون جهان حسن رخت را هست مظهر از چه رو      نیست یکسان کفر وایمان کعبه ولات ومنات
ممکن  از جود  وجود  واجب  آمد   در  وجود         فیض  عا مش  گشت شامل بر جمیع ممکنات
                                                                                      دیوان اسیری ص 77
(1)سوره ملک آیه 3    (2)سوره اعراف آیه 156     (3) سوره اعراف آیه 56
ابیات : ١١


هان، مدان بیگار تکلیفان عام                          هان! مدان ضایع رسالات و پیام

باید اول آید از حق نهی و امر                          غیر مختص، نه به زید ونه به عمرو

ز استماع آن دو تا بارز شده است                   شوق مکنونی که در نیک و بد است

امر و نهی شرع و عقل و دین ز رب                 شرط شوق این و آن دان، نه سبب

شرط اصلا محدث مشروط نیست                    گرچه از بهر حدوثش، بودنی است

گر نباشد بارش نام از سما                            از زمین کی روید اقسام گیا

گل، به فیض عام، روید از زمین                        لیک این باشد چنان و آن چنین

این یکی خارست آن یک گل به ذات                  هر یکی دارد ز ذات خود صفات

سنبل و گل، بهر روییدن دمید                          خار و خس را بهر تون او آفرید

بارش اینها را چنین حالات داد                          پس به بارش، حال ذات از وی نزاد

گر نکردی فهم، بگذر زین مقال                        خویش را ضایع مکن اندر جلال
                                             
                                                         
 از شیخ بهایی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 ۲۰- Sara.S  در تاریخ  ۱۲ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۱۱:۵۵ می گوید :

سلام و مرسی از پاسخ هایتان
اما...
متاسفانه هنوز جواب خوبی رو نتونستم از پاسخهای شما برداشت کنم(که مطمینا دلیل بر نادانی خودم نه از طرز پاسخگویی شما)
ق-ص فرمودند:بحث شما ,بحث نیک و بده که مربوط به کمیّته.تلخ و شیرین رو هم میزنن ,آخر سر چی بشه خدا میدونه
اصلا بحث من این نیست مطمینا بد بیان کردم
و همچنین ایشون گفتند که:اینطور نیست که رحمت عام فقط شامل حال با تقوا باشه(عام =همه با هر میزان دانش و ثروت ) اصلا حرفی سر نیکی و بدی نیست!من کاملا بیطرف فقط پرسش میکنم.
اگر من این پرسشو بیان کردم تنها میخواستم بدونم که اگر رحمانیت عامه,چرا خود خدا اون حرفو زده و تبعیض قایل شده؟
اگر بستگی به هیچی نداره پس فرق منه گنهکار با یک انسان پاک(از نظر من نه,از نظر خدا)در چیه؟تقوا,به هر مفهومی چه پوشش چه پرهیزگاری کجای این معادله است؟
اگر تقوا محفوظ شدن است و خداوند در راه کمال در حفاظت از شیطان,آن را عطا میکند طبق گفته ی دکتر عازمی خواه( قصه حفاظت و پوششی است که خود خداوند برای در امنیت بودن ما از نفوذ شیطان قرار می دهد.
)چگونه ممکن است چیزی که خود میدهد را عامل برتری کسی بداند؟

و در پاسخ به خانم بیتا
مگر رحمانیت دو شکل عام و خاص ندارد؟
بحث تقوا که مسلما مربو ط به خاص نمیشود
پس در گروه عام قرار میگیرد
حالا همانطور که گفتم,پس بازتاب اعمال ما از هر راهی کجای این قضیه است؟
نمیخوام بحث عدل خدا را به میان بکشم و با رحمانیت عام قاطی کنم
اما میخوام بدونم این تضاد بین جمله ای که قبلا گفتم و آن چیزی که شما میگویید از کجا می آید و چرا؟
فقط بگویید اگر رحمانیت بین هیچکس تفاوت قایل نمیشود پس چرا خود خدا قایل میشود؟
حتما من در اشتباهم
ببخشید اگر با پرسش هایم باعث آزارتان میشوم
یک دنیا ممنون

در پناه خدا

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 ۱۹- بیتا  در تاریخ  ۱۱ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۱۷:۳۶ می گوید :

اول از سارا عزیز لازم است تشکر کنم که روی موضوع خاصی دست گذاشتند که امیدواریم در تقابل گفته ها مسائل مختلفی باز شود.
سارا جون همه می دانیم نیکی و بدی طبق قانون خودش،قانون بازتاب(کارما) پاسخ خودش را خواهد داشت.
هل جزاء الاحسان الا الاحسان
این بخش بدیهی است ولی رحمانیت برای بنده ی عاصی است.این جا موضوع لطف و کرم خدا در قبال عصیان انسان می باشد.
رحمانیت مثل یک رود است می توان خود را در این جریان بیندازیم و می توانیم از آن آب بی بهره بمانیم.به هر حال آب هست.کسی که شاهد شود در این رود قرار می گیرد.
هیچ شرط دیگری هم ندارد.از او نمی پرسند که چه کردی.
ولی این خلاف عدالت نیست،اصلاً حلقه های رحمانیت الهی برای جاری کردن عدالت و حکمت وجود دارد.تا هیچ اشتیاقی بی پاسخ نماند. در رحمت عام الهی تنها سرمایه اشتیاق است،اشتیاق از تبعات عشق است و به اعمال فرد ربطی ندارد. عمل فرد کمیت وجودی اوست در حالی که اینجا کیفیت و دنیای دل است.
پولس که منفورترین است در یک اشتیاق به مقام نبی می رسد و این عین عدالت است،پاسخی است که در قوانین الهی برای ما در نظر گرفته اند.
تقوا پرهیزکاری نیست،تقوا محفوظ شدن است.

عشق یکسان ناز درویش و توانگر می کشد
این ترازو سنگ و گوهر را برابر می کشد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۸-  ثنا حسینی راد  در تاریخ  ۱۱ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۱۵:۲۶ می گوید :

آقای آرش عزیز:
رحمانیت عام الهی جهان شمول است در اختیار همه ی ماست تا به قول استاد زورق وجودی مان را به کشتی اقیانوس پیما تبدیل کنیم. به اختیار ماست که استفاده کنیم یا نکنیم. آنچه منظور شماست رحمت خاص الهی است که البته تضمین کننده ی رسیدن ما به اوست نه تضمین کننده ی حرکت ما.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۷-  ق-ص  در تاریخ  ۱۱ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۳:۲۰ می گوید :

سلام
خانم سارا ,وقتی از کیفیت و کمیت صحبت میکنید,لطفا ایندو رو از هم تفکیک کنید
بحث شما ,بحث نیک و بده که مربوط به کمیّته.تلخ و شیرین رو هم میزنن ,آخر سر چی بشه خدا میدونه.
مرد آخربین,مبارک بنده ایست.
اینطور نیست که رحمت عام فقط شامل حال با تقوا باشه(عام =همه با هر میزان دانش و ثروت ) .بی تقوائی که میخواهد کسب تقوا کند,رحمت عام برایش یک مژده است تا در سایه آن از بی تقوائی رها شده,کم کم سروکارش با پرهیزگاری بهمراه دانش خواهد بود.همه دوست داریم متقی باشیم ولی کمک لازم داریم اگر کمک نگیریم ,معلوم نیست تقوائی که کسب میکنیم ,تقواست یا غیر تقوا.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۶-  سروش عازمی خواه در تاریخ  ۱۱ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۱:۰۰ می گوید :

آرش عزیز
درست است . همه می رسند اما آیا مثلا به یک مقصد واحد حاضرید با آرامش برسید یا ناآرامی ... با حزن یا با شادی .... با ترس یا با اطمینان قلبی ... همه می رسیم اما چگونه .... و در آخر اینکه آیا با تضاد می رسیم یا بی تضاد .... یادمان نرود که آزمایش آخر ، آزمایش تضاد است.
سارای عزیز ... رحمانیت الهی ارتباطی با عدالت ندارد.... عرض کردم رحمانیت کوله پشتی سفر کمال است و به همه داده می شود... حال آیا استفاده کنیم یا نه و یا .... به خودمان بر می گردد... ان اکرمکم عند الله اتقیکم هم مکانیسم خودش را دارد و بحث تقوی و یا حفیظ و یا حافظ و متقین ، قصه حفاظت و پوششی است که خود خداوند برای در امنیت بودن ما از نفوذ شیطان قرار می دهد.
سپاس

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۵-  Sara.S  در تاریخ  ۱۰ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۲۳:۰۴ می گوید :

سلام
پس طبق  پاسخ خودتون (این جا بحث کیفیت است نه کمیت و جز خداوند کسی بر این قضاوت سزاوار نیست)رحمانیت خدا مسلما با تفاوت بین اعمال ما,متفاوت جلوه میکنه
همونی که من گفتم هر که با با تقواتر نزد پروردگار گرامی تر!پس همه نزد خدا یکی نیستیم!
به نظر من این خوشگل تره که همه پیش خدا یکسان نباشیم.
چون در غیر این صورت عدالت خدا زیر سوال میرفت
اشتباه میکنم؟

در پناه خدا

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۴-  بیتا  در تاریخ  ۱۰ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۱۲:۵۵ می گوید :

سارا عزیز
نکته اول این است که رحمت عام غیر از مزد و پاداش است.هدایت شده که نیاز به کمک ندارد.اگر مبحث رحمت عام از کتاب انسان از منظری دیگر را مروری کنیم ؛شاید ابهام تا حدی برطرف شود.یک روز من هم همین اعتراض شما را داشتم ولی در معرض همان رحمانیت به این باور رسیدم که عدالت الهی در پاسخ به اعتراضم کم نمی آورد.
خلاصه موضوع در شعر ابوسعید ابوالخیر نهفته است که:
من بنده عاصی ام،رضای تو کجاست
تاریک دلم،نور و صفای تو کجاست
ما را تو بهشت،ار به طاعت بخشی
این بیع بود،لطف و عطای تو کجاست
نکته دوم در مورد تقواست،تقوا به معنی پوشش است و متقی کسی است که در حفاظ و پوشش قرار دارد.
خوب،حالا ما کی در حفاظ هستیم؟
وقتی در حین مأموریتیم.
نتیجه نهایی چه می شود؟ باتقواترین کیست؟

در تعالیم حضرت مسیح هم این اعتراض به نوعی پاسخ داده شده،چه بسا اولین که آخرین خواهد شد و آخرین که اولین.
تا بازی تمام نشده،نمی توان قضاوت کرد.پولس شکنجه گر می تواند پولس نبی شود و حر می تواند از کفر تا یقین را در دمی بپیماید.
حال اگر آن ها از رحمت عام بهره مند تر از من هستند،آیا این خلاف عدالت و حکمت الهی است؟
رحمت عام الهی تحقق عدالت و حکمت خداوند است.بارانی که بر سر همه می بارد و اگر من محرومم اشکال از کجاست؟
پرتو خور شید عشق بر همه افتد ولیک
سنگ به یک نوع نیست،تا همه گوهر شود
در رحمانیت الهی آن که از نظر ما پست تر است،چه بسا تسلیم و شاهدی را به حدی نشان دهد که مدعی تعبد و زهد هرگز نشان نداده باشد.
این جا بحث کیفیت است نه کمیت و جز خداوند کسی بر این قضاوت سزاوار نیست.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۳-  آرش  در تاریخ  ۱۰ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۱:۴۱ می گوید :

با سلام خدمت تمام دوستان
باتشکر از جناب عازمی خواه بابت پاسخ زیبایشان ولی نکته ایجاست که مرگها و در انتها جهنم همگی موجب ارتقا هستند ودر انتهای این حلقه کیفیت بازگشت مفهومی ندارد زیرا میان مولکول های اب تفاوتی نمیتوان
قاعل شد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۲-  سروش عازمی خواه  در تاریخ ۹ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۲۲:۰۲ می گوید :

فرض کنیم یک کوهنورد قصد رفتن به قله ای را دارد. آیا باید به قله برسد تا کوله پشتی و تسهیلات حرکت را به دست آورد یا ابتدا باید به تسهیلات دست یابد تا سفر قله را آغاز کند؟
قله همان کمال است و تسهیلات و کوله پشتی همان رحمانیت.
پس در پاسخ به کسانی که می گویند مگر به کجا رسیده اید که به رحمانیت الهی دسترسی پیدا کرده اید می گوییم هیچ کجا ... بلکه لبتدای راهیم و تسهیلات و حلقه های رحمانیت فقط کوله پشتی سفر هستند.
اینجا نقش مربیان و مسترها هم مشخص می گردد که فقط کوله پشتی فروش پای کوه هستند و مثلا من مربی، شاید هیچگاه به قله نرفته باشم. فقط تسهیلات را اعطا می کنیم تا رهرو با تجهیزات به سفر خود ادامه دهد. چه بسا یک فرد در دوره یک از مربی خود جلو بزند و راهی قله شود... به همین خاطر مرید و مرادی هم وجود ندارد و فقط مربی نقش مرشدی و ارشاد کنندگی مسیر را دارد و بس ...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 ۱۱-  Sara.S  در تاریخ ۹ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۲۱:۴۵ می گوید :

سلام
اگر رحمانیت عام خدا شامل همه میشود و همه از نظر او در یک سطح هستند(برای خداوند همه انسان ها در یک سطح بوده و محتاج رحمانیت او هستند.طبق گفته ی بیتا) پس این جمله که هر که با تقواتر نزد خدا عزیز تر و گرامی تر چه میشود؟
در ضمن در پاسخ به آقای فدایی حقی باید بگویم که اگر منظورتان این است که همه, چه خوب چه بد شامل لطف و دعای خیر پدر میشوند , کاملا در اشتباهید
هیچ پدر و مادری دید و رفتار و عکس العمل مشابهی با فرزندان خود ندارد و زیاد هم بعید نیست که پدر در جهت شکست وناکامی انها قدم بردارد!!!!!!اگر کمی واقع بین باشیم!

در پناه خدا!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۰-  ق-ص  در تاریخ ۹ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۱۹:۲۵ می گوید :

سلام
فرمایش استاد:رحمانیت ,ناشی از عشق الهیست.
آفتاب ار ندهد تابش و نور,,,,,
پس بدین نادره گنبد چه کند؟ مولانا
دهش و عطا ,کار خداست اما این مائیم که باید در را برای دریافت فیض ,باز بگذاریم(خواستن). تا مسیر را با عنایات او با لذت و کیفیت بیشتر طی کنیم.

امید تو هر دمی بگوید:دستت گیرم به فضل خود زود...
اما تو مگو که:جهد و کوشش ,سودم نکند,که بودنی بود.(مولانا)

فیض خدا با همه ذرات از هر سو تا بی انتها.گل

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۹-  سیمرغ  در تاریخ ۹ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۱۹:۲۲ می گوید :

 باب چهارم : در عنایت رحمان با انسان
چندین هزار انعام باری و اکرام اجباری،از بالای عرش تا منتهای فرش که خواطر از نقد آن فاتر است،به سوی تو لاینقطع و متواتر است.آخر این چنین منعمی داری و دل پیش او نداری؟

نقل از رساله کنزالسالکین
خواجه عبدالله انصاری

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۸-  بیتا  در تاریخ ۹ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۱۱:۴۱ می گوید :

دوست عزیز
یک نکته این که رحمت عام تسهیلات حرکت الیه راجعون بوده و رحمت خاص که مرگ و جهنم می باشد،تضمین کننده ی الیه راجعون است.
عمل ما کیفیت این بازگشت را مشخص می کند،مثلاً تمام تلاش روزانه ما برای کیفیت بخشی به زندگی است،همه ما بالاخره می میریم ولی آیا کیفیت زندگی یک خیابانگرد که از سطل زباله تغذیه می کند با کسی که کار و خانه دارد،یکی است.
در کل هم همین قانون وجود دارد،کسی که از رحمانیت خدا استفاده می کند،این مسیر را با کیفیت بهتری سپری می کند.
مثلاً در همین مقطع کسی که تشتت ذهن دارد با کسی که کنترل ذهن دارد،یکی است؟
کسی که فوری حالش گرفته می شود آیا با کسی که کنترل دشارژ دارد،یکی است؟
فکر می کنم بهترین کلمه برای رحمت عام،همان تسهیلات است،کیفیتی که حرکت را آسان تر و مسیر را هموارتر می سازد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۷-  سروش عازمی خواه  در تاریخ ۹ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۱۰:۴۹ می گوید :

دوست عزیزم آرش
رحمانیت الهی تسهیلات حرکت الیه راجعون است و نه تضمین حرکت .... صفت رحیم دال بر تضمین حرکت و یا رحمت خاص الهی است و شامل مرگ و جهنم است که اجباری است... این تسهیلات، اختیاری است و سفره ای است که برای همه انسانها پهن شده است.
اما در پاسخ به سوال شما، کیفیت بازگشت مهم است و نه صرف خود بازگشت.... اینکه چگونه باز می گردید ....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۶-  تقی فدایی حقی  در تاریخ ۹ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۰:۰۵ می گوید :

اگر پدری چندین فرزند داشته باشد,صرفنظر از رفتار ومنش آنها (حتی اگر در برخی موارد اختلافی هم با پدرشان داشته باشند) آرزوی پدر سعادت وخوشبختی همه آنهاست بعید به نظر می رسد که پدر در جهت شکست وناکامی انها قدم بردارد.وعدم موفقیت هر فرد به دلیل طغیان وعملکرد خودش می باشد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۵-  masi  در تاریخ ۸ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۲۲:۵۴ می گوید :

با سلامگل
رحمانیت الهی حکم هوایی رو داره که لحظه به لحظه اونو نفس میکشیم ولی ما از نفس کشیدن خودمون هم غافلیم که چگونه تک تک سلولهای ما برای ادامه حیات احتیاج به اکسیژن دارند همونطور وقتی تسلیم و شاهد وجودمون میشیم میبنیم تمام بندبند هستی ما با رحمانیت الهی بهم متصل شدند.گل

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 ۴-  آرش  در تاریخ ۸ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۲۲:۵۴ می گوید :

با سلام خدمت همه دوستان
این هفته سخن از رحمانیت عام در حلقه الیه راجعون است که تضمین کننده حرکت آدم به سوی اوست حال یک سوال کوچک اگر حرکت تضمین شده است  ارزش عمل به چیست ؟یا به بیان دیگر زود یا دیر رسدن به او بی معنی است .مهم رسیدن است و زمان معنی ندارد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 ۳-  حسن در تاریخ ۸ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۱۸:۵۸ می گوید :

از ماهی پرسدند آب چیست ؟
گفت :آب کو ؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۲-  سروش سلوتی در تاریخ ۸ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۱۸:۵۰ می گوید :

گلبیا که دوش به مستی سروش عالم غیب گل

گلنوید داد ، که عام است فیض رحمت او گل

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱-  بیتا در تاریخ ۸ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت  ۱۲:۰۶ می گوید :

 رحمت عام الهی در مباحث عرفان حلقه مفهومی بسیار عمیق تر از باورهای گذشته ام داشت. استاد می گوید:
رحمت عام همان رحمانیت است که تسهیلات حرکت به سوی کمال و الیه راجعون را فراهم می سازد؛ناشی از عشق الهی است.
شامل حال همه انسان ها می شود ولی در این مورد هر انسان حق انتخاب دارد یعنی برای برخورداری از آن هیچ اجباری نیست.این فیض در انحصار هیچ گروهی نیست.
برای خداوند همه انسان ها در یک سطح بوده و محتاج رحمانیت او هستند.رحمانیت یا همان رحمت عام یعنی برقراری امکان آشنایی عملی با خدا.
این رحمت گمراهان را در الویت قرار می دهد زیرا گمراه به هدایت و رحمانیت نیازمندتر از هدایت شده و به نور رسیده است.

Buzz it!Digg it!Share in FacebookTweet it!

0
Powered by www.mahsanco.ir

مقالات استاد محمد علي طاهري

گزيده

ورود اعضا / عضویت

آمار بازدیدکنندگان

568313059
امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه قبل
مجموع
10523
10615
31119
19253561
31119
321182
568313059

Server Time: 2020-08-03 21:46:46

Google Translator

معرفی سایت به دوستان


Design BY ErfaneKeihani.tk