کلیک کنیدf
 
>> تـــــوجه <<
برای ورود به صفحات اصلی روی عکس کلیک کنیذ
 
 

مقالات سایت

پاسخ به سوالات جمعی از دوستان 
همه چیز در این چرخه انالله و ... اتفاق می افتد .
موضوع ساده است ، باید اطلاعات و تجربیاتی را به بالا انتقال دهم ، حرکت من در کامل شدن این چرخه موثر است ، من یک موجود رها شده و " تنها " در این عرصه نیستم و ارتباط برقرار کردن انسان با خداوند تنها برای تصحیح مسیر است ، درست مانند ورود به یک بازار جهت خرید اجناس ...
تجربه ای که همه انسانها دارند ، گم شدن در این بازار و ف

راموش کردن لیست خرید است ، ما قرار است از این بازار ، کالاهایی را به منزل انتقال دهیم ، پس لازمه گم نشدن ، انطباق نقشه راه است برجایی که ما ایستاده ایم ...
اگر نتوانیم موضوعات کلی این چرخه را بر " حال خویش " تطبیق دهیم ، تنها ذکر کردن موضوعات بدون درکشان به چه کارمان می آید ؟
بی شک می شود همان که استاد معظم ، جناب طاهری فرمودند : اشکالی بر تخته ، اصواتی در فضا و کلماتی بر کاغذ ...
داستان ظلمات ، برزخ ، بهشت نا آگاهی ، رضوان ، جهنم و ... ، داستان این زندگیست که باید شناسائیش کنیم ، برای تصحیح مسیر و گم نشدن ...
پس می شود : 
ظاهر = همه این مطالب 
باطن = تطبیق همه آنها براکنون
.....................
و داستان خداوند ، داستان خود است ،
اگربتوانم " اینجا " خدایی کنم ، خدایی از جنس روشنایی و نه ظلمت ،
قطعا " آنجا " هم می توانم ،
اگر اینجا " بله " گفتن را بیاموزم ، امکان " بلی " گفتن در آنجا قطعا میسر است ...
اینجا سفره عقد است ، آنجا سفره الست ،
بله گفتن به " او " در این سفره ، بله گفتن به " او " در آن سفره است.
و اگر برسر این سفره به کثرت بیندیشم ، در آن سفره به هبوط مبتلا خواهم شد .
و همه می دانیم که برای نشستن بر سر سفره عقد و ازدواج " اینجا " ،
باید از مراتب : تجاوز و همبستری و همسری و هم آغوشی بگذریم تا به عقد و ازدواج درآئیم .
مگر نه آنست که در چرخه هستی از مراتب ظلمات و دنیا و ... باید گذشت ؟ ... فقط کافیست منطبقش کنیم ...
من در اینجا خالقم و هر چه در بیرون من ، مخلوق .
ببینیم نگاهمان نسبت به مخلوقاتمان چگونه است ؟
نگاه من ، قابلیت خلق دارد ، می توانم چشمانم را باز کنم و بگویم : 
بشو و ... بشود ،
شاید به همین دلیل است که مدام پلک می زنیم ، 
هر بار باز و بسته شدن چشم ، یعنی قابلیت خلق مجدد منظره ای که از دریچه چشمانم به آن می نگرم
می توانم خوب ببینم ، می توانم بد ببینم ،
می توانم چشمانم را ببندم و هیچ خلقی نکنم ،
می توانم چشمانم را باز کنم و هر لحظه دست به خلقی تازه بزنم ... من یقین دارم ، اگر چشمانم را باز کنم و بگویم : بشو ، منظره ای از عالم عدم به عالم وجود نقل مکان می کند و ... می شود ... من یقین دارم ،
من یقین دارم که می توانم زیباترین اندیشه ها و زیباترین مناظر را در پیش چشم خویش ، خلق کنم ،
تنها کافیست چشمانم را باز کنم و اینکه بدانم ، " اکنون " چه چیزی را می خواهم خلق کنم ؟ زیبایی را و یا زشتی را ؟
من می توانم ستارالعیوب باشم ، رحمن باشم ، رحیم باشم ، عزیز باشم ... من قابلیت درک و حس کردن " اینجا " را دارم ، اطلاعات زندگی بعدی به هیچ وجه قابل قیاس با " اینجا " نیست ، این واحد درسی را باید در همین زندگی پاس کنم .
من باید در پی حل معادله ارتباطی خودم با ... مرگ ، تولد ، مرد ، زن و جهان هستی در همین جا باشم ... که به امید خدا در مطلبی دیگر خدمتتان عرض می کنم .
زنده باشید
فریدون رزم آور
Buzz it!Digg it!Share in FacebookTweet it!

0
Powered by www.mahsanco.ir

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مقالات استاد محمد علي طاهري

گزيده

ورود اعضا / عضویت

آمار بازدیدکنندگان

568921597
امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه قبل
مجموع
15559
16021
47780
19808005
291996
347143
568921597

Server Time: 2020-09-21 20:23:11

Google Translator

معرفی سایت به دوستان


Design BY ErfaneKeihani.tk