فقط با این آدرس وارد سایت شوید

آدرس اصلی 
سايت سايمنتولوژي - فرادرماني
WWW.ERFANEKEIHANI.COM

مقالات سایت

داستان خلقت

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

 داستان خلقت
 
همه ماجرا در چرخه ای صورت می پذیرد:به نام انا لله و انا الیه راجعون
چرا می گوییم چرخه و یا حلقه ؟
در این زندگی ما با واژه ها و آواها سرو کار داریم ، یعنی راحتترین نوع
ارتباط ، ارتباط برقرار کردن به واسطه همین کلمات و واژه ها و صداها 
می باشد .
و در هر قومیتی برای بیان مفاهیم از واژه ها و کلماتی استفاده 
می شود که متناسب با اندیشه آن قوم است .
این همان موضوعی می باشد که خداوند هم رعایت کرده و برای هیچ قومی ، رسولی نفرستاده است ، مگر آنکه به زبان آن قوم صحبت 
کند ... ( زبان اندیشه حاکم بر آن قوم منظور نظر است ) . 
و اما حلقه :
در زبان عربی وقتی " ة " ( تای گرد ) در انتهای کلمه ای قرار بگیرد ، از یک نوع خلود و جاویدانی و استمرار حکایت می کند ، 
یعنی دوام پیدا کردن یک موضوع مثل چرخ = چرخه ، حلق = حلقه ،
دایر = دایره ، ...
و اگر دقت کنیم برای اسامی مونث هم از همین حرف استفاده 
می شود که نکات زیادی را بیان می کند برای صاحبنظران ...
و اصولا در دایره و چرخه ، زاویه ای وجود ندارد مبنی بر قطع شدن ، یا
به تعبیری ، یک دایره و یک چرخه ازلی و ابدیست ، در هیچ جایی 
مکث و شکنندگی وجود ندارد .
در هیچ نقطه ای از دایره نمی توانید عنوان کنید که این نقطه شروع و
خاتمه هست و در عین حال در هر نقطه دایره می توان یک چنین 
ادعایی نمود .
پس بهترین شکل برای انتقال مفهوم ازلی و ابدی بودن برای من 
انسان ، دایره می باشد .
پس مباحثی همچون بالا و پایین ، اعلی علیین و اسفل السافلین ،
معانی مادی می باشند در خدمت مفاهیم معنوی .
وقتی جایگاه خود را در این چرخه بیابیم که دنیا می باشد ( پست و 
دنی و حقیر ) متوجه می شویم که دوران طفولیت خود را در این چرخه
و بستر حرکت در حال طی کردن هستیم و زبان ما نیز طبیعتا زبان 
کودکی است .
رابطه ما با خداوند همچون رابطه یک بالغ است با یک طفل .
طفل مدام در حال شکایت کردن و گله کردن و از زمین و زمان نالیدن 
است و بالغ در حال آرام کردن و گوش دادن به اوست .
وقتی خداوند می خواهد به عنوان خالق با مخلوقش ارتباط برقرار کند ،
باید از زبانی استفاده کند که قابل فهم برای مخلوقش باشد .
از موضوعات و صحنه هایی برای ساخت یک تصویر استفاده کند که 
برای ذهن من مخلوق و کودک قابل فهم باشد .
چرا ؟ چون " من انسان " مدام در حال قیاس کردن هستم و هر چیزی را در مقایسه با یک چیز دیگر می گویم : خوب است ، بد است ، زیباست یا زشت است ...
" من مخلوق " همچون یک کودک دچار ابعادی هستم که با توجه به آن
ابعاد باید یک موضوع برایم تعریف شود ...
و هیچ کودکی برای همیشه کودک نمی ماند و بزودی بزرگ شده و از ابعاد کودکی خارج شده و معانی و مفاهیم بیرونی برایش تغییر شکل
داده و گاه به همه اندیشه های کودکیش می خندد ، اما در زمان 
کودکی این معانی و مفاهیم ، حیاتی ترین بخش اندیشه کودک را
رقم می زند ، هر موضوعی خارج از ابعاد فکریش ، برای او غیر قابل 
فهم و باور است .
پس وقتی یک بالغ می خواهد با یک طفل صحبت کند ، یک تغییر کلی
در ارتباط کلامیش بوجود می آورد و الفاظ و لحن هایی را بکار می برد
که برای کودک قابل درک است .
در همین ابتدا با توجه به ابعادی که من و شما را به عنوان انسان
در بر گرفته است ، باید به موضوعات مورد گفتگوی باخداوند نگاه کنیم،
به این ترتیب از صورت ظاهر عبور کرده و به باطن ماجرا می رسیم ، 
هیچ چاره دیگری هم نداریم ، در غیر اینصورت چنان در ظاهر اسیر 
می شویم که هر کسی با کوچکترین سوالی می تواند بشدت ما را 
متزلزل کند ...
چه موضوعاتی در ارتباط با من و خداوند مورد نظر است ؟
داستان خلقت، آدم و حوا ، بهشت و جهنم ، هبوط کردن ، عروج کردن،
مرگ ، قیامت ، ایام ( یوم النشر ، یوم الحشر ، یوم القیامه ، 
یوم الحسرت ، یوم الورود ، یوم الخروج ، دنیا ، لامکانی ، لازمانی ، 
ظلمات ، اسفل السافلین ، اعلی علیین ، جنات ، جنتی ،
میوه ممنوع ، .... )
اگر دقت کرده باشیم همه موضوعاتی که عنوان شد ، در ابعاد زمان و مکان گنجانده شده است و شکلی به شدت دنیایی بدان داده شده 
است ، چرا ؟ 
کاملا واضح است چون برای آدمیزادی که در دنیا می زید ، گفته شده 
است ، برای کسی که درکی از لامکان ، لازمان ، لاتضاد ، ندارد... به 
همین سادگی .
چنانچه به درک لامکان ، لازمان و لاتضاد برسیم ، قطعا اشکالاتی از 
این دست را نمی گیریم که مثلا : در بالا که ما مکان نداریم ، پس چرا
خداوند گفته است : برو و در بهشت ساکن شو ... ؟
این صحبت های کودکانه است ، ابتدا بیاییم محدودیتهای ذهنی خود را
مورد بررسی قرار دهیم و بعد بگوییم که چرا خداوند این داستانها را 
بیان کرده است .
اگر کتب مقدس را ببینید ، کتبی هستند که با قصه و داستان شروع 
شده و خاتمه پیدا می کند ...
قصه را برای که می گویند ؟ برای کودک ...
چرا می گویند ؟ برای آنکه آرامش کنند ، ساکتش کنند تا بتواند به 
حرف اصلی گوش فرا دهد .
به بیرون از خویش نگاه کنید ، به طبیعت نگاه کنید ، چه می بینید ؟
کوه و جنگل و دشت و صحرا و رنگارنگی و تنوع در مناظر چهار فصل و
تغییر صحنه های مختلف طبیعت و درختان بهاری و پاییزی ، آدمهای 
مختلف با گویش ها و چهره های متفاوت و ... و ...
هر کسی که کمترین ارتباط و شناختی نسبت به کودک داشته باشد ،
می داند که کودک ، تنوع طلب و بازیگوش است و در یک جا بند 
نمی شود و مدام در حال جست و خیز است ( هم جسمی ، هم 
روانی ، هم ذهنی ) 
مطلب واضح است ؟
همه آن چیزها که در بیرون مشاهده می کنیم و آیات مبین محسوب 
می شوند ، برای یک کودک است .
( همانگونه که در زندگی قبلی که همچون محبوس بودن در شکم مادر
محسوب می شود ، فضای جست و خیز اندک و مناظر از آن اندکتر 
می باشد ) .
من تا زمانی که کودکم ، نگاهم نسبت به همه آن چیزها که در بیرون 
از من است ، کودکانه ست و به تبع آن رفتارم نیز کودکانه ...
آیا به غیر از این است که هر چه بزرگتر می شوم ، از جست و خیزهای
کودکانه دور شده و به یک " ثقلت موازینه " و سنگین وزنی و استواری 
( هم جسمی ، هم روانی ، هم ذهنی ) می رسم ؟
مرا بکار جهان هرگز التفات نبود
رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست
پس بدین طریق می توان به زبان خداوند نزدیک شده و از ورای ظاهر 
آن به باطن نیز می توان نظر کرد و پس از عبور از واقعیت ، حقیقت آن
را نیز می توان به درکش رسید .
واقعیت ، همه آن چیزهایی ست که می بینیم و حقیقت ، همه آن 
چیزهایی ست که باید به درکش برسیم .
اگر کسانی بر این باورند که زبان گفتگوی خداوند با انسان کودکانه 
است ،
دلیلش : کودک بودن انسان است ؛
چون سر و کار تو با کودک فتاد 
پس زبان کودکی باید گشود 
پس در این صورت همه موضوعاتی که مطرح شده است ، برای بالا 
بردن میزان درک انسان نسبت به حقیقت خلقت است .
و قانون تولد و مرگ شرایط ایجاد تغییر حالت را در من انسان بوجود 
می آورد، یعنی هر لحظه من با تولد و مرگ سر و کار دارم ، از بستن
یک پلک بگیرید که مرگ منظره روبرو می باشد تا باز نمودن همان 
پلک که تولد منظره روبروست .
ظاهرا این منظره و منظره قبلی هیچ تفاوتی ندارد ، اما باطنا تفاوتش
از زمین است تا آسمان .
مرگ شرایط خاصی را در تغییر نگاه من بوجود می آورد ، 
به محض وقوع مرگ ، نحوه نگاهم به هستی ، کاملا تغییر کرده و
فرکانس های دیگری از هستی پدیدار می شود .
 
ادامه دارد .................
زنده باشید
فریدون رزم آور
Buzz it!Digg it!Share in FacebookTweet it!

0
Powered by www.mahsanco.ir

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مقالات استاد محمد علي طاهري

گزيده

ورود اعضا / عضویت

نظرسنجی

آيا بيماري هاي شما با فرادرماني درمان شده اند؟

آمار بازدیدکنندگان

566317281
امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه قبل
مجموع
5342
8695
5342
17280692
253553
314100
566317281

Server Time: 2020-01-25 14:25:28

Google Translator

معرفی سایت به دوستان


Design BY ErfaneKeihani.tk